X
تبلیغات
امام حسن مجتبي (ع):هيچ روز و سرنوشتي مانند روز و سرنوشت تو نمي باشد اي ابا عبدالله لا يوم کيومک يا ابا عبدالله YAHoO - تحقیق درباره مکه تحقیق اینترنتی آماده پرینت (یاهو)

 

مکه

 

مشتاقان حرم خدا و رسول-ص-با سفر به دو حرم شریف،در جستجوی یادگارهایی هستند که رسول خدا،امیر مؤمنان و دیگر صحابیان مخلص رسول الله-ص-از خود بر جای نهادهاند.

آنان علاقهمندند تا آثار متبرک موجود در حرمین را شناخته و با حضور در آنها تعلق خاطر خود را به آن بزرگواران نشان دهند و با خواندن نماز و دعا،توشهای برای آخرت خویش برگیرند.

در آن زمان نویسنده بیش از هر چیز از مآخذ بهره برده و توفیق تحقیق میدانی پیش نیامده بود تا این که در طی سالهای گذشته،آثر مزبور چندین بار به چاپ رسید.دوستان و مشتاقان در ضمن تشویق،یادآور نکاتی میشدند که برای تکمیل و رفع نواقص و خطاهای کتاب بسیار مفید بود.نویسنده نیز در طی چند سفر با تحقیقات میدانی کوشید تا کتاب حاضر را کاملتر و کم نقصتر عرضه کند.

جغرافیای کلی جزیرة العرب

جزیرة العرب زمینی استخشک که از سه طرف در حصار آب قرار گرفته;در ناحیه غرب آن، دریای احمر(سرخ)قرار دارد که حد فاصل جزیرة العرب و قاره آفریقاست.جنوب آن به اقیانوس هند محدود میشود و در شرق آن دریای عمان و خلیج فارس واقع است که جزیرة العرب را از ایران جدا میسازد.تنها در قسمتشمالی با عراق و شامات پیوند زمینی دارد.

جزیرة العرب از نظر جغرافیایی به چند ناحیه تقسیم میشود:

1.حجاز;سواحل شرقی دریای احمر را به نام حجاز میشناسند.طبعا حجاز شامل بخشی از ناحیه غربی جزیرة العرب است.

2.تهامه;بخشی از سرزمین جزیرة العرب را تهامه مینامند که در جنوب حجاز قرار دارد.در تعریفی دیگر،خود حجاز دو ناحیه غربی و شرقی دارد;ناحیه شرقی آن،که کوهستانی است، حجاز نامیده میشود و قسمت غربیاش،که دشتی سرازیر به سوی دریای احمر است،تهامه نام دارد.

3.نجد;قسمت میانی جزیرة العرب،از شمال به سمت جنوب که در واقع همسایه شرقی حجاز است،نجد نامیده میشود.

4.عروض;این نام به بخش وسیعی از جزیرة العرب،که در ناحیه شرقی است،اطلاق میشود. در این قسمت،شهرهای احسا و قطیف واقع است.در حاشیه شرقی و جنوب شرقی جزیره، کشورهای قطر،بحرین و عمان قرار دارند.

5.یمن;این سرزمین شامل نواحی جنوبی جزیرة العرب است و یمن جنوبی و یمن شمالی را در بر میگیرد که خود دو کشور مستقلاند.

بدین ترتیب،جزیرة العرب افزون بر آن که از لحاظ جغرافیایی به مناطق مختلف تقسیم میشود،از لحاظ سیاسی نیز کشورهای چندی در آن قرار دارند.امروزه مهمترین بخش جزیرة العرب،کشور عربستان سعودی است.

حجاز

کلمه حجاز از«حاجز»گرفته شده و به معنای«مانع»است.این نام بدین دلیل است که رشته کوه«سراة»که از شمال تا جنوب جزیره کشیده شده،دو قسمت را از یکدیگر جدا کرده که در یک سوی آن نجد و در سوی دیگر تهامه قرار گرفته است.بدین ترتیب،این کوهها مانعی هستند میان این دو ناحیه،و حجاز شامل این منطقه کوهستانی به سمت غرب است. حجاز نیز چون دیگر نواحی جزیرة العرب،بسیار خشک و کم آب است و تنها در برخی از وادیها، آبهای فصلی و یا چاه وجود دارد که از قدیم برخی از قبایل عرب را گرد خود جمع کرده است. به همین دلیل،مناطق مسکونی دائم،کمتر در حجاز وجود داشته و در زمان ظهور اسلام تنها چند ناحیه مانند مکه،طائف،یثرب و خیبر به عنوان مراکز شهری شناخته میشده است.

بخش اول مکه مکرمه

شهر مکه در فاصله هشتاد کیلومتری شرق دریای سرخ قرار دارد و در طول 40 درجه و 9 دقیقه و عرض 31 درجه و 28 دقیقه خط استوا واقع شده و 330 متر از سطح دریا فاصله دارد.

فلسفه پیدایش این شهر،که«ام القری»نیز نام گرفته،دو چیز است:

1-مرکزیت عبادی

2-مرکزیت تجاری.

این شهر«بکه»نیز نامیده شده است.درباره نامگذاری آن به«مکه»اقوال مختلفی نقل شده;از آن جمله:مکه در اصل«مک+رب»و مک به معنای«بیت»است:در این صورت،مکه یعنی بیت العرب یا بیت الله.در نقلی دیگر آمده است که«بک»به عنوان یک پسوند،به معنای واحه و وادی آمده;مثل«بعل بک»که به معنای وادی بعل است.بدین ترتیب،بر اساس نامی که بطلمیوس برای مکه ذکر کرده یعنی«ماکارابا»،باید این شهر را به نام«وادی رب»بشناسیم.برخی هم«مکرابا»را از کلمه عربی«مقرب»گرفتهاند;اصطلاحی که به احتمال مربوط به کسانی باشد که نزدیکتر به خدا یا خدایان هستند.

معانی بسیاری برای بکه و مکه گفتهاند که بیشتر آن حدسی است. (1) یکی از اجزای اصلی،در این نامگذاریها رب و خانه رب است و این نشان دهنده شکل گیری این شهر بر گرد خانه خداوند است.

نام دیگر مکه«بلد الامین»و«بلد الحرام»است که این نام به تناسب مرکزیت عبادی این شهر،بر آن اطلاق شده است.

در نوشتههای تاریخی قدیمی،از مکه یاد شده است و دلیلش آن است که مسیر تجارت از شامات به سمتیمن،از این ناحیه عبور میکرده است.تاریخ بنای مکه را باید در زمان بنای کعبه جستجو کرد.

مکه در میان درهای واقع شده و کوهها اطراف آن را گرفته است.تنها چند راه خروجی به سمتیمن،دریای سرخ و شام وجود دارد.پایینترین نقطه آن،بطحا است که در امتداد آن از معلاة مکه به سوی مسفله کعبه قرار گرفته است.مسیر بطحا در وادی ابراهیم قرار دارد که محل عبور سیلابهایی است که از بخش بالای مکه در مسیر مسجد الحرام فعلی به سمت پایین;یعنی کعبه سرازیر شده و از آنجا به بخش مسفله مکه میرود.

مکه قدیم به طور عمده در دو سوی بوده،در سمت معلاة گستره آن تنها تا محل مسجد الرایه بوده است.

قرآن از زبان حضرت ابراهیم-ع-مکه را«وادی غیر ذی زرع»نامیده;یعنی جایگاه خشکی که با کم آبی مواجه است.پیشتر،چاه زمزم وسیله تامین آب آنجا بود،که با گذشت زمان چاههای دیگری نیز در اطراف آن به وجود آمد.

مکه دارای فضایل بی شماری است;به ویژه خداوند در استجابت دعای ابراهیم-ع-حرمت فراوانی برای این شهر و اهل آن به عنوان اهل الله قائل شده است.

مکه و کعبه پیش از اسلام

بنای کعبه به دست ابراهیم (ع)

تاکید دستهای از روایات بر آن است که کعبه به دستحضرت آدم-ع-ساخته شد.در این روایات،آغاز مراسم حج نیز زمان حضرت آدم دانسته شده و حتی نامگذاری برخی از نواحی اطراف مکه و نیز مشاعر،در مورد حضرت آدم و همسرش حوا توجیه شده است.اگر این روایات را بپذیریم،باید بگوییم مدت زمانی پس از آدم،خانه کعبه چندان محل توجه نبوده تا آن که حضرت ابراهیم-ع-بار دیگر آن را تجدید بنا کرده است.

در نگاه تاریخی قرآن،تاریخ مکه و کعبه با تاریخ انسان و حاکمیت او بر کره خاکی برابر است. آنچه قرآن مجید بدان تصریح کرده،آن است که کعبه به دست ابراهیم-ع-ساخته شده است. در عین حال،قرآن این دیدگاه را نفی نمیکند که زمانی دراز پیش از آن،این خانه وجود داشته و سپس تخریب شده است.

«و آنگاه که برای ابراهیم جای خانه[کعبه]را تهیه دیدیم که چیزی را با من شریک مساز و خانه مرا برای طواف کنندگان و به نماز ایستادگان و رکوع کنندگان سجدهگر پاکیزه کن.» (2) «و در میان آدمیان بانگ حج در ده تا پیاده و بر هر شتر لاغری که از هر راه دوری آمده باشد، سوی تو آیند.» (3) «و آن هنگام که ابراهیم پایههای آن خانه[کعبه]را با اسماعیل بالا میبرد، گفتند:پروردگار ما!از ما بپذیر،چرا که شنوای دانا تویی.» (4) در آیه 28 سوره حج و آیات 35 تا 37 سوره ابراهیم نیز از پیوند کعبه با ابراهیم-ع-سخن گفته شده است.ابراهیم-ع-پس از بنای کعبه از خداوند خواست تا این مکان را حرم امن قرار دهد و خداوند نیز دعای وی را اجابت کرد.همین امنیت و حرمت بود که در طی قرنها،مکه را از تجاوز قبائل بدوی حفظ کرد و آن را«شهری امن»یا به تعبیر قرآن«البلد الامین»و«البلد الحرام»قرار داد.

داستان آمدن ابراهیم-ع-از این قرار است که او به دنبال مشکلی که با همسرش ساره پیدا کرد،همراه هاجر و فرزندش اسماعیل-ع-بدین دیار آمد و آنها را تنها گذاشت و بازگشت.پس از آن که چاه زمزم پدید آمد و اسماعیل-ع-و مادر وی هاجر نجات یافتند،آن دو در آنجا به زندگی مشغول شدند تا زمانی که اسماعیل-ع-سی ساله شد و ابراهیم-ع-بار دیگر به مکه آمد.در این زمان بود که آنها با کمک یکدیگر خانه کعبه را ساختند.

به دنبال ساخته شدن خانه خدا،عربهای قبیله جرهم که در آن نواحی زندگی میکردند و اسماعیل از میان آنان همسری اختیار کرده بود،به توحید و خدا پرستی گرویدند و پس از آن مراسم حج هر ساله برگزار میشد.

نگاهی به داستان آمدن هاجر و اسماعیل-ع-بدین دیار و آنچه که درباره ابراهیم-ع-و پسرش و مساله قربانی کردن او بیان شده و نیز مطالبی که درباره رفتن هاجر میان صفا و مروه برای جستجوی آب نقل کردهاند،نشان میدهد که بیشتر سنتهای مربوط به حج،برگرفته از همین وقایع است;یعنی وقایع زندگی انسانهای پاک و موحد،که یادگار دین توحید و آیین حنیف بودهاند،سر مشقی برای دیگر انسانهای موحد شد و به عنوان شعائر خداوند باقی ماند.حج در واقع احیای شعائر الهی و پاسداری از دین توحیدی است.

خداوند دین اسلام را«دین حنیف»نامیده و نام«مسلمان»را برای پیروان اسلام از زبان حضرت ابراهیم-ع-دانسته و خانه را نیز«کعبه»،«بیت الحرام»،«بیت العتیق»و«مسجد الحرام»نامیده است.برخی،«بیت المعمور»را نیز نام دیگری برای کعبه دانستهاند.

ساختمان کعبهای که به دست ابراهیم-ع-ساخته شد،بر اساس برخی نقلها بدین ویژگیها بوده است:ارتفاع حدود 32/4 متر،دیوار شرقی 24 متر،دیوار غربی 10/23 متر،دیوار شمالی 5/16 متر،دیوار جنوبی 15 متر.در آن زمان خانه کعبه سقفی نداشته و دیوارهای آن از سنگ بوده است.

مکه و کعبه بعد از اسماعیل-ع-

پیشتر گفته شد که اسماعیل-ع-در میان عربهای نواحی اطراف مکه بزرگ شد و از میان آنان همسری برگزید.نسلی را که از وی به وجود آمد،با نام«عربهای عدنانی»میشناسند.اینان در واقع عرب نیستند،بدان جهت که نژاد اسماعیل-ع-از مردمان بین النهرین بود.از این روست که به آنها«مستعربه»(عرب شده)میگویند.در برابر عدنانیها،قحطانیها یا عربهای جنوبی هستند که به عرب اصیل یا عرب«عاربه»معروفند.

قبیلهای که اسماعیل-ع-در میان آنها بود،«جرهم»نام داشت که بعدها از میان رفتند و در تاریخ گم شدند،به طوری که نشانی از آنان نماند.در دوره تسلط جرهم بر مکه بود که مردم موحد این ناحیه،پس از سالها یگانه پرستی بت پرستشدند.آنان به تقلید از یکی از بزرگان خود به نام عمرو بن لحی،بتی را که وی از شام به مکه آورده بود(هبل)،مورد پرستش قرار دادند.در عین حال که اعتقاد به خانه کعبه و خدای کعبه(رب البیت)نیز داشتند.روز به روز،بر تعداد بتها افزوده شد تا آنجا که به هنگام ظهور اسلام،بنا به اظهار برخی از منابع،قریب 360 بت در اطراف خانه کعبه قرار داشته است.

بعد از جرهم،قبیله خزاعه بر مکه تسلط یافت و سپس به تدریج قریش توانست مکه را از دست آنها خارج سازد و خود بر اوضاع مسلط شود.تاریخ احتمالی تسلط قریش بر مکه،حدود دو قرن پیش از هجرت بوده است.

قریش در مکه

قصی بن کلاب داماد رئیس قبیله خزاعه بود.او توانست پس از مرگ پدر همسرش،با گرد هم آوردن و متحد ساختن خانوادههای متفرق قریش،که در اطراف مکه زندگی میکردند،بر مکه تسلط یابد.قصی در آبادانی مکه کوشید و دار الندوه را برای مشاوره رؤسای خاندانهای قریش ساخت و سرو سامانی به مکه داد.وی اداره امور مکه را تحت عنوانهای«پرچمداری»، «پردهداری کعبه»،«سقایتحجاج»و...تقسیم کرد و هر قسمت را به یکی از خانوادهها سپرد. نوشتهاند که او در بازسازی کعبه نیز تلاشهایی داشته است.پیش از قصی،اطراف کعبه تا فاصله زیادی از سکنه خالی بوده است;اما قصی آنها را در نزدیکی کعبه گرد آورد و تنها به اندازه طواف،محدودهای را باقی گذاشت.

پس از قصی،فرزندان وی عبد مناف و عبد الدار و بعد از آن نیز هاشم فرزند عبد مناف و عبد المطلب فرزند هاشم در مکه نفوذ فراوانی داشتند.در زمان هاشم بود که مکه به یک مرکزیت تجاری مهم تبدیل شد و قریش به کار تجارت در بلاد دور دست پرداختند.قرآن در سوره قریش به این مساله اشاره کرده است.

زمانی که قصی بن کلاب قریش را در مکه فراهم آورد،هر طایفهای از آنان را در بخشی از مکه سکونت داد.او قسمت«وجه کعبه»یعنی معلاة یا بالای مکه را،که شامل شعب ابی طالب به سمت بالا میشد،برای خود و فرزندانش برگزید.به همین دلیل فرزندان وی همه در این بخش سکونت داشتند.بخش اجیاد(شامل اجیاد کبیر و صغیر در پشت کوه ابو قبیس)را به بنی مخزوم داد.منطقه مسفله مکه در اختیار بنی جمح قرار گرفت و بنی سهم در ثنیه سفلی، که امروزه به نام«شبیکه»معروف است،سکونت داده شدند.طایفه بنی عدی را(که عمر از آن تیره است)در پایین ثنیه مزبور،جایی که امروزه به جبل عمر معروف است،سکونت داد. (5)

ابرهه و مکه

قبایل عرب در گوشه و کنار جزیرة العرب برای زیارت و تجارت به مکه میآمدند.برخی از آنها که تمایل به چنین کاری نداشتند،کعبههایی در دیار خود ساخته بودند.گفتهاند که تعداد این کعبهها بیش از ده بوده است که البته مورد توجه چندانی قرار نمیگرفتند.زمانی که ابرهه حبشی بر یمن تسلط یافت،همین حسادت در او پدید آمد،وی که مسیحی بود،خواست تا عربها به جای زیارت کعبه به زیارت کلیسای ساخته او بروند.به نظر میرسد او در پی توسعه مسیحیت بوده است.اما وقتی با مقاومت عربها روبرو شد،تصمیم گرفت به مکه حمله کند و کعبه را ویران سازد.این واقعه در سالی که رسول خدا-ص-متولد شد(عام الفیل)،رخ داده است.ابرهه به مکه حمله کرد،اما به قدرت الهی گرفتار عذاب گشت و خود و سپاهیانش کشته شدند.سوره فیل در قرآن به این واقعه مهم تاریخی اشاره کرده است.پس از این قضیه بر اهمیت کعبه افزوده شد و عربها احترام بیشتری به آن و ساکنان مکه میگذاشتند.

بنای کعبه به دست قریش

زمانی که رسول خدا-ص-سی و پنجسال داشت،کعبه به دنبال جاری شدن سیل از طریق معلاة مکه به سمت مسجد الحرام ویران شد.

پس از آن،قریش اجتماع کردند و مصمم بر ساختن مجدد آن شدند.آنان شرط کردند که در ساختمان خانه جز مال حلال به کار نگیرند،اما چون مال حلالی که به دست میآمد کافی نبود!از این روی هر طایفه از قریش ساختن گوشهای از آن را به عهده گرفت و بدین سان ساختمان کعبه سامان یافت.آنگاه که ساختمان کعبه به پایان آمد،نوبت به نصب حجر الاسود رسید،سنگ مقدسی که بسیار مورد عنایت بود.آنان در نصب سنگ با یکدیگر مجادله کردند و نزدیک بود که به کشتار منجر شود،اما درایت رسول خدا-ص-باعثشد تا سنگ را در پارچهای نهادند و هر کس گوشهای از آن را گرفت و تا نزدیکی محل نصب آوردند.آنگاه رسول خدا-ص-آن را گرفته،در جایگاه خود قرار داد.

ارتفاع کعبه در این بنا تا 64/8 متر رسید.سقفی نیز برای آن قرار داده شد که آب آن به وسیله ناودانی،در ناحیهای که حجر اسماعیل قرار داشت و اکنون نیز همانجاست،میریخت.داخل کعبه نیز با رنگ آمیزی و تصاویری از ابراهیم و نیز مریم مقدس در حالی که عیسی-ع-را در بغل داشت!تزیین شده بود.

از مهمترین وقایعی که در فاصله ساختن کعبه به دست قریش تا ظهور اسلام در مورد کعبه روی دادن،تولد امیر مؤمنان علی-ع-در خانه کعبه است.در این باره نقلهای تاریخی بسیاری وجود دارد که جای تردید برای محققان باقی نمیگذارد.این شرافتی است برای امیر مؤمنان-ع-و مادرش فاطمه بنت اسد که رسول خدا-ص-او را چونان مادرش دوست میداشت،چرا که بهر روی رسول خدا-ص-بخشی از دوران طفولیت را در خانه ابو طالب سپری کرده بود.

پینوشتها

1-در این باره نگاه کنید به فصلنامه«میقات حج»،ش 2،صص 219-205.در آنجا فهرستی از نامهای مکه هم آمده است.مقاله مفصلتر از محمد مهدی فقیهی تحت عنوان نامهای مکه در فصلنامه«میقات حج»ش 4،صص 151-132 به چاپ رسیده است.

2-حج:26

3-حج:27

4-بقره:127

5-فاکهی،اخبار مکه،ج 3،ص 260

 

مکه و کعبه بعد از اسلام

ظهور اسلام در مکه تا هجرت

محمد،پیامبر خدا در عام الفیل متولد شد و با تولد او نور خداوندی بر کره خاکی تابیدن گرفت.طاق کسری فرو ریخت،دریاچه ساوه خشکید و آتش آتشکده فارس خاموش شد.آن حضرت،پدر بزرگوارش را ندید و مادرش نیز در ششمین سال تولد او زندگی را بدرود گفت.تا دو سال جدش عبد المطلب،شخصیت برجسته مکه،سرپرستی او را بر عهده داشت و آنگاه که او در گذشت،ابو طالب،عموی بزرگوارش وی را سرپرستی کرد.در بیست و پنجسالگی خدیجه را به همسری برگزید و پس از گذشت پانزده سال از این پیوند،(در چهل سالگی)به پیامبری بر انگیخته شد.او فردی مورد اعتماد،امین و صادق بود که در اواخر،هر سال،یک ماه را به عبادت در غار حرا بسر میبرد و هرگز کسی از وی خاطرهای بد در ذهن نداشت. پیامبر تا سه سال دعوت آشکار نداشت و توانست به طور مخفی،جمعی از مردمان پاک فطرت را به دین مبین اسلام در آورد.نخستین مسلمان،علی-ع-و دومین آن،حضرت خدیجه کبری-سلام الله علیها-بود.با آشکار شدن دعوت،دشمنی قریش نیز آغاز شد.ابو جهل،عتبه بن ربیعه و ابو سفیان بدترین آزارها را نسبت به وی و پیروانش رساندند;اما آنان نیز سر سختانه مقاومت کردند.

در سال پنجم بعثت،گروهی از مسلمانان مخفیانه از مکه هجرت کردند و با عبور از دریای سرخ،به حبشه رفتند تا از فشار مشرکان در امان باشند.سالهای پس از آن،پیامبر-ص-در تحتحمایت ابو طالب و دیگر افراد بنی هاشم-غیر از ابو لهب-در مکه زندگی میکرد.حمایت ابو طالب نقش بسیار مهمی در حفاظت از رسول خدا-ص-داشت.زمانی که قریش نتوانستند ابو طالب را به ترک حمایت از رسول خدا-ص-وادار کنند،پیمان اتحادی را بر ضد بنی هاشم امضا کردند.این پیمان که در سال هفتم بعثت امضا شد،بنی هاشم را محصور در شعب ابی طالب کرد و قریش از داشتن روابط اقتصادی و خانوادگی با آنان خودداری کردند.شکستن این پیمان از دید قریش تنها زمانی ممکن بود که بنی هاشم دست از حمایت رسول خدا-ص-بردارند و او را به قریش تحویل دهند!

سر انجام پس از سه سال سختی و مرارت،قریش با سرافکندگی پیمان خود را لغو کرده و بنی هاشم با سرافرازی زندگی عادی خود را از سر گرفتند.

دیری نپایید که دو یار دیرین پیامبر;ابو طالب و خدیجه،یکی پس از دیگری رحلت کردند و سال دهم بعثت به مناسبت درگذشت این دو یار،«عام الحزن»;یعنی سال اندوه نامگذاری شد.

در سال یازدهم بعثت بارقه امیدی از سوی یثرب درخشید و تنی چند از مردم آن سرزمین با اسلام آشنا شدند.سپس در سالهای دوازدهم و سیزدهم بر شمار آنها افزوده شد.بدین ترتیب، اسلام که در مکه و در کنار خانه خدا در حصار مشرکان بد طینت زندانی شده بود،در بیرون مکه و در یثرب خود را آزاد یافت.

مکه خاطره سیزده سال نخست بعثت را به همراه دارد که در یک سو دشمنان مشرک رسول خدا-ص-قرار داشتند و در سوی دیگر آن حضرت با یارانی معدود اما مقاوم که در زیر شکنجههای سهمگین مشرکان فریاد«احد،احد»آنان فضای شهر مکه را پر کرده بود.آن زمان قبله مسلمانان به سوی بیت المقدس بود،اما مسجد الحرام و کعبه مقامی بس والا داشت.

رسول خدا-ص-در سال سیزدهم بعثت،به دعوت مردم یثرب راهی آن دیار شد و مکه برای مدتی کوتاه در اختیار مشرکان قرار گرفت.بعدها در سال هفتم هجرت بود که توانستسه روز برای عمره به مکه درآید،و سر انجام،در سال هشتم هجرت این شهر را،که مرکز توحید ابراهیم بود،از لوث وجود مشرکان نجس و بتها پاک گرداند.

پیش از آن،در سال دوم هجرت،قبله مسلمانان از بیت المقدس به سوی کعبه تغییر کرد و این نشان داد که مکه و کعبه پایگاه اصلی اسلام بوده و خواهد بود.این اقدام علاوه بر پیروزی فرهنگی بر یهود،پیروزی بر قریش نیز بود که کعبه را در انحصار خود و عقاید شرک آلودشان قرار داده بودند.

توسعه مسجد الحرام در سال هفدهم هجرت

پیروزی اسلام در مکه،باعثشد تا خانه خدا و اطراف آن،از لوث بتها پاک شود و اذان بلال که شعار توحید بود،در فضای مکه طنین افکند.تا این زمان هیچ حصاری در اطراف مسجد الحرام نبود.تنها در اطراف کعبه،آن سوی محدودهای که برای طواف وجود داشت،خانههای عربها بنا شده بود.با گسترش اسلام و افزوده شدن بر شمار مسلمانان،احساس شد که باید محدوده طواف وسیعتر شود.از این رو،خلیفه دوم دستور داد تا خانههای اطراف را بخرند و خراب کنند و به محدوده مسجد بیفزایند.همچنین،او دستور داد تا دیواری در اطراف مسجد بکشند و درهایی نیز در آن گشوده شود و مشعلهایی بر فراز دیوارها نصب گردد تا در شب روشنایی دهد.پردههای جدید کعبه جای پردههای پیش را گرفت و از آنجا که کعبه و مسجد در معرض سیل بود،کوشش شد تا سیل بندهایی در اطراف آن احداث شود تا از هجوم آب و سرازیر شدن آن به مسجد جلوگیری کند.در این زمان به مردمی که در اطراف کعبه ساکن بودند دستور داده شد بناهای خود را بالاتر از کعبه نبرند تا موقعیت کعبه و مسجد نمایان باشد.

پس از توسعهای که خلیفه دوم در سال هفدهم هجری صورت داد،خلیفه سوم در سال بیست و شش هجرت،بار دیگر به محدوده مسجد افزود.او دستور داد تا خانههایی را در اطراف مسجد بخرند و آنها را ضمیمه مسجد سازند.میان او و برخی از صاحبان خانهها درگیری پیش آمد که سرانجام برخی از آنها راضی شدند و برخی نیز ناراضی باقی ماندند.خلیفه سوم، همزمان با توسعه مساحت مسجد;دستور داد تا رواقهایی نیز برای مسجد ساخته شود.تا آن زمان مسجد،یعنی محیط اطراف کعبه،بدون سقف بود و این نخستین بار بود که در بخشهایی از آن سقف ساخته شد.

تخریب و بنای مجدد کعبه در سال 64 ه.ق.

در سال 64 ه.ق.عبد الله بن زبیر شورش کرد و شهر مکه را به عنوان مرکز حکومتخود برگزید.سپاهیان شام که در پی براندازی حکومت زبیریان بودند،برای تصرف آن ابتدا به مدینه رفتند و پس از سرکوبی قیام آن شهر،به سوی مکه آمدند.آنها بر فراز کوههای اطراف رفته،شهر مکه را در حصار خود گرفتند و با نصب منجنیق،شهر مکه را با آتش و سنگ مورد حمله قرار دادند.در این درگیریها،پرده کعبه آتش گرفت و پس از آن کعبه نیز ویران شد.در همین حال،خبر مرگ یزید به سپاهیان شام رسید و آنان باز گشتند.

عبد الله بن زبیر،علی رغم مخالفت برخی از اصحاب،باقی مانده دیوار کعبه را نیز برداشت و مجددا از اساس آن را ساخت.او کوشید در بنای جدید،تغییری را که قریش در ساختمان کعبه داده و مقداری از مساحت آن را در سمتحجر اسماعیل کاسته بودند،به کناری نهد و کعبه را به همان شکل پیش از بنای قریش در آورد.بعلاوه،ابن زبیر در ناحیه حجر اسماعیل بر مساحت مسجد افزود و دو در برای کعبه قرار داد.

چند سال بعد،شهر مکه در سال 73 ه.ق.به دستحجاج بن یوسف ثقفی گشوده شد و عبد الله بن زبیر به قتل رسید.حجاج بن یوسف با نوشتن نامهای به عبد الملک بن مروان خلیفه وقت،از وی خواست تا اجازه دهد کعبه را به شکل قبلی در آورد و آنچه را که ابن زبیر بر آن افزوده بود،کم کند.عبد الملک اجازه داد تا کعبه مجددا دارای یک در باشد و آن مقدار که از حجر اسماعیل داخل در کعبه شده بود،بر حجر افزوده شود.نوشتهاند که بعدها عبد الملک از این دستور خود پشیمان شد،چرا که گفته میشد عبد الله بن زبیر بر اساس روایتی از رسول خدا-ص-آن تغییرات را ایجاد کرده بود.

سالها بعد،منصور عباسی در اندیشه بازسازی آن بر اساس بنای ابن زبیر بود که مالک بن انس او را از این کار نهی کرد و گفت که کعبه را ملعبه دست ملوک قرار ندهد،به طوری که هر روز کسی از آن کم و زیاد کرده،هیبت آن را از بین ببرد.

مصالح ساختمانی مورد استفاده در بنای کعبه،سنگهای سیاهی بود که از کوههای اطراف میآوردند.به همین دلیل بنای آن بسیار مستحکم و استوار است.

قرار گرفتن کعبه در امتداد وادی ابراهیم،سبب میشد که سیل به آن آسیب رساند.در اصل مسیر این سیل و وادی،همان طریق(راه)مسجد الحرام است که آب را به سمتحرم سوق میدهد.پیش از این از زمان صدر اسلام در محل مسجد الرایه که آن را مسجد الردم الاعلی مینامیدهاند،سیل بندی ساخته میشد.با این حال بیشتر اوقات سیل به سوی مسجد الحرام روانه شده و آن را مملو از آب میکرد.مردم مکه برای هر یک از این سیلهای هولناک نامی انتخاب میکردند و شمارش آنها را داشتند. (1) فهرستسیلهایی که تا سال 1350 قمری در مکه جاری شده و در کتابهای تاریخ ثبت گردیده،هشتاد و پنجسیل است. (2) بعد از آن هم در سال 1384 سیل مهمی در مکه آمد که عکسهای آن باقی است.

در سال 1039 در مکه سیلی آمد که منجر به خرابی مهمی در بنای کعبه شد.گزارش این سیل و نیز گزارش تجدید بنای دیوارهای افتاده را ملا زین العابدین کاشانی از علمای برجسته شیعه در رساله کوچکی به نام«مفرحة الانام فی تاسیس بیت الله الحرام»نوشته است. (3) او در آغاز رساله خود نوشته است:

«روز چهار شنبه نوزدهم شعبان 1039 سیل عظیمی داخل مسجد الحرام شد و آب به درون کعبه شریفه در آمد به قدر قامت فقیر و یک شبر و دو انگشت...و خرابی بسیار در مکه معظمه واقع شد و چهار صد و چهل و دو کس در سیل هلاک شدند;از آن جمله معلمی مع سی طفل در مسجد الحرام بوده و سیل از ابواب مسجد داخل میشده،نتوانستهاند که بیرون آیند و کسی نیز نتوانست به ایشان رسید و آب از سر ایشان گذشت...»

وی سپس شرحی مبسوط از چگونگی مسجد الحرام و تجدید بنای دیوار کعبه و نقش خود در آن بیان کرده است.گویا از زمان آن تجدید بنا تاکنون،جز اصلاحات جزئی،بنای کعبه تعمیر نشده است. (4)

توسعه مسجد الحرام در سال 91 ه.ق.

ولید بن عبد الملک یکی از خلفای اموی است که خلافتش از سال 86 تا 96 ه.ق.به طول انجامید.وی در دورهای حکومت میکرد که خزانه بیت المال مملو از غنائم و اموالی بود که به عنوان خراج از اطراف و اکناف به شام میرسید.او خلیفهای بود اهل رفاه و علاقهمند به ساختن بناهای با شکوه و پر عظمت!از این رو،علاوه بر ساختن مسجدی در دمشق و توسعه مسجد النبی و بسیاری از اماکن مدینه،بر مساحت مسجد الحرام نیز افزود و آن را باز سازی کرد.ولید بن عبد الملک رواقهایی در اطراف مسجد ساخت و آنها را با ستونهایی عظیم سرپا نگاه داشت.این ستونها به صورت زیبایی تزیین شده و در قسمتهایی از آنها طلا به کار رفته بود.ولید ناودان خانه خدا را نیز از طلا ساخت که اکنون هم به همین نام شهرت دارد.

ساختمان مسجد در عهد عباسیان

منصور،دومین خلیفه عباسی(خلافت از 136 تا 158 ه.ق.)،در سفری که برای حج به مکه آمد، مشاهده کرد که مسجد گنجایش جمعیت مسلمانانی را که برای ادای حج میآیند،ندارد.از این رو،مصمم شد تا با خریدن خانههای اطراف و ضمیمه کردن آنها به مسجد،به توسعه آن اقدام کند.مردمی که صاحب خانههای اطراف بودند با او مخالفت کردند،اما سپس به فروش خانههای خود رضایت دادند.

در این افزایش،مساحت مسجد،نسبت به آنچه پیش از آن بود،دو برابر شد.این افزایش در جهتشمال و غرب مسجد صورت گرفت.این بار نیز رواقهایی برای مسجد در اطراف آن ساخته شد.علاوه بر آن،منارهای نیز در رکن غربی مسجد احداث گردید.تزیینات مسجد بر روی دیوارها و ستونها نیز قابل توجه بود.بنای مسجد در سال 140 هجری خاتمه یافت.

مهدی عباسی فرزند منصور،(خلافت از 158 تا 169 ه.ق.)در سال 161 ه.ق.مصمم به افزایش مجدد مساحت مسجد شد و خانههای بیشتری را خریداری و به مسجد ضمیمه کرد.همو بود که درهای متعددی را در اطراف مسجد گشود که تا قرنها بعد به همان صورت باقی ماند.در نقشهای،درها و اسامی آنها مشخص شده است.

مهدی عباسی در سال 164 از کاردانان خواست که طراحی بیابند تا مسجد از ناحیه جنوبی نیز وسعتیابد،به طوری که به صورت تقریبی،مسجد به شکل مربعی در آید که کعبه در میانه آن قرار گیرد.بدین ترتیب،مجددا مساحت مسجد افزایش یافت و رواقهایی در اطراف آن ساخته شد و ستونهایی بر افراشته گردید.این ستونها هنوز بر جای مانده و کتیبهای که یادگار دوره مهدی عباسی است بر آن باقی مانده است.

پس از مهدی عباسی،در زمان معتضد و مقتدر عباسی،قسمتهای کوچکی به بخشهای شمالی و غربی مسجد افزوده شد.و این در نقشهای که خواهد آمد،نشان داده شده است.پس از آن،جز بازسازیهای اصلاحی که هر از چندی وسیله خلفا و امیران در مسجد الحرام صورت میگرفت،مساحت مسجد افزایش نیافت تا آن که در عهد سعودیها در دو مرحله،بر وسعت مسجد در حد بسیار زیادی افزوده شد.آخرین مساحتی که تا قبل از افزایش سعودیها برای مسجد ذکر شده،در حدود سی هزار متر مربع است.

مسجد الحرام در دوره سعودیها

در سال 1368 ه.ق.،عبد العزیز سعودی دستور داد تا مسجد را از هر سو توسعه دهند.این توسعه که از سال 1375 ه.ق.آغاز شد،مساحت مسجد را تا 160861 متر رساند.این مقدار مساحت برای جمعیت نمازگزاری بالغ بر سیصد هزار تن در نظر گرفته شده بود.تعداد درهای مسجد نیز در این افزایش تا رقم 64 رسید.

در سال 1409 ه.ق.،ملک فهد مصمم شد تا با افزایش جدیدی در مساحت مسجد،از خود یادگاری بر جای بگذارد!این افزایش در سمت غربی مسجد صورت گرفت که شامل 76000 متر مربع بود.

در افزایش جدید،علاوه بر ساختمانهای زیادی که بنا شد،از نظر تزیینات و نیز وسایل رفاه برای رفت و آمد حجاج و همچنین ایجاد طبقه فوقانی،نصب وسایل تهویه،نور و...کارهای زیادی صورت گرفته است،به طوری که جز در قسمت مربوط به کعبه و برخی از ستونهای قدیمی،مسجد شباهتی به وضعیتسابق آن ندارد.

پینوشتها

1-فهرستسیلهای مکه تا قرن سوم را بنگرید در اخبار مکه،فاکهی،ج 3،صص 104-112.نیز فهرستسیل بندها را هم در همانجا ص 112 ملاحظه فرمایید.

2-ازرقی،اخبار مکه،ملحقات،ج 2،ص 326;همچنین بنگرید مقاله«حوادث تاریخی مکه»از محمد هادی امینی،فصلنامه«میقات حج»،ش 1،صص 72-68 که درباره این سیلها و سیل بندها به تفصیل سخن گفته است.

3-این رساله به کوشش مؤلف این سطور،در فصلنامه«میقات حج»سال دوم،شماره مسلسل پنجم چاپ شده است.

4-روزهایی که مشغول تجدید تدوین این کتاب بودم،خبر رسید که در مسجد الحرام اطراف کعبه را با پردهای پوشانده و مشغول تعمیر آن هستند.هنوز گزارشی از نوع تعمیری که قرار است در آن انجام شود به دست ما نرسیده تا آن را ثبت کنیم.

مساجد تاریخی مکه

مقدمهای درباره مساجد و اماکن متبرک

پیش از آن که به شرح مساجد متبرک و تاریخی مکه و مدینه بپردازیم،لازم است نکتهای را درباره«مسجد و تبرک»بیان کنیم:

رسول خدا-ص-نخستین بار در قبا مسجدی ساخت و پس از آن در مرکز مدینه مسجد النبی را بنا کرد،مسلمانان به دلیل آن که رسول خدا-ص-در این دو مسجد نماز خوانده،توجه و اعتنای کامل داشتند;به ویژه به محلی که آن حضرت نماز خوانده بود.پس از آن هر قبیلهای، در هر نقطهای تصمیم به ساختن مسجد میگرفت،از آن حضرت دعوت میکرد تا در محلی از محله قبیله آنها نماز بخواند.پس از آن،قبیله مزبور همان نقطه را به عنوان مکانی متبرک مسجد میکردند.حتی خانههایی که به دلیلی رسول خدا-ص-در آنها نماز خوانده بود،برای مسلمانان به عنوان محلی متبرک شناخته شد. بعدها مورخان و محدثان کوشیدند تا فهرست کاملی از مکانهایی که رسول خدا-ص-در آن نماز خوانده،به دست آورند.این کار دشواری نبود;زیرا از ابتدا تمامی این مکانها به صورت مسجد در آمده بود.

در سالهای پس از درگذشت آن حضرت،کسانی بر خلاف این اعتقاد،به بهانه آن که این قبیل امور منتهی به شرک میشود!از تبرک جلوگیری کردند.در آن سالها کسی به اعتراض این افراد معدود،وقعی ننهاد و همچنان این امکنه موقعیتخود را حفظ کرد تا این که در قرن هشتم ه.ق.یکی از علمای اهل سنت با ایجاد انشعابی جدید در مذهب مرسوم اهل سنت، عقاید تازهای را مطرح کرد;این شخص که ابن تیمیه نام داشت،سخت به مساله«تبرک جویی»حمله کرده،نماز خواندن در مولد النبی،مسجد البیعه در منا و غار حرا و این قبیل مکانها را غیر جایز!شمرد. (6) ابن تیمیه این قبیل کارها را شرک میدانست.علمای معاصرش،او را طرد کردند.

اندیشه کهنه ابن تیمیه،بار دیگر در اواخر قرن دوازدهم هجری،توسط محمد بن عبد الوهاب در سرزمین نجد احیا شد و اکنون مذهبی که در دنیای اسلام به نام«وهابیت»شهرت دارد و حاکم بر جزیرة العرب است،مروج این اندیشه میباشد.

تنها نکتهای که در این مختصر،در برابر این اندیشه و در مورد این اماکن مطرح میکنیم این است که مهمترین دلیل بر نادرستی اندیشه وهابیت،باقی ماندن محل مکانهایی است که رسول خدا-ص-در آنجا نماز خوانده است.این به خاطر تلاشی است که سلف صالح از صحابه بهبعد در حفظ این مکانها داشتهاند.اگر کسی همچون پیروان مذهب وهابیت بر این باور است که باید پیرو سلف صالح بود،چگونه میتواند این اقدام آنها را در حفظ این اماکن نادیده بگیرد؟ زمانی که خانه عتبان بن مالک که یکبار رسول خدا-ص-در آنجا نماز خوانده،بیش از دوازده قرن باقی میماند،چطور ممکن است اظهار کنیم که آنها باور به متبرک بودن محل نماز خواندن رسول خدا-ص-نداشتهاند؟

جالب است که در صدر اسلام کسانی از زائران،در پیش چشمان همین تابعین و سلف،در زیارت از مسجد قبا،درست همان کوچهها و راههایی را طی میکردند که رسول خدا-ص-در زیارت از این مسجد و نماز خواندن در آن طی کرد. (7) جالبتر آن که صحابه و تابعین، کوشیدهاند تا فهرست هر جایی را که رسول خدا-ص-قدم گذاشته ثبت کنند.فاکهی فهرستی از این اماکن را تحت عنوان«المواضع التی دخلها رسول الله-ص-»در کتاب خود از قول راویان اخبار آورده است. (8)

نکته دیگر آن که دولتسعودی راه جدیدی را که میان مکه و مدینه ساخت،طریق الهجره نامید.این خود به نحوی مساله تبرک را مطرح میکند.شاید به همین دلیل بود که برخی از متعصبان،احیای این نام را برای این راه نوعی شرک دانستند. (9)

طبیعی است که افراط در هر امری مذموم است و نباید مسائل کم اهمیت بیش از مسائل اساسی مذهب مورد توجه قرار گیرد،اما این دلیل نمیشود که ما شیوهای را که مورد پسند سلف از صحابه و تابعین و علمای اهل بیت و پیشوایان معصوم-علیهم السلام-بوده،به عنوان شرک کنار بگذاریم و اگر خود باوری داریم،با وجود اعتقاد میلیونها مسلمان به تبرک،آن هم از هر مذهب و مرام که در حوزه اسلام قرار دارد،عقیده خویش را بر آنها تحمیل کنیم.

پینوشتها

1-شرح مفصل این واقعه تحت عنوان«فتنه قرامطه در مکه»در فصلنامه«میقات حج»شماره پنجم به قلم آقای یعقوب جعفری تحریر شده است.

2-درباره حجر اسماعیل بنگرید به مقالهای با همین عنوان از محمد امین پور امینی در فصلنامه«میقات حج»،ش 8،صص 116-102 و ش 9،صص 130-107

3-بقره:125

4-درباره زمزم ملاحظه فرمایید مقاله«زمزمه زمزم»از سید علی قاضی عسکر، فصلنامه«میقات حج»ش 10،صص 105-84 و مقاله«چاه زمزم»در فصلنامه«میقات حج»،ش 5، صص 148-137

5-درباره کوه صفا و مروه بنگرید مقاله«صفا و مروه»از سید علی قاضی عسکر در فصلنامه«میقات حج»،ش 9،صص 106-88

6-اقتضاء صراط المستقیم،ص 424

7-تاریخ المدینة المنوره،ج 1،ص 57

8-فاکهی،اخبار مکه،ج 5،ص 91

9-مجموع فتاوی و مقالات بن باز،ج 3،ص 334

آثار مذهبی و تاریخی مکه مکرمه

شعب ابو طالب

منطقه کوهستانی اطراف مکه باعثشده تا شعبهای بسیاری در مکه و اطراف آن به وجود آید.شعب،حد فاصل دو کوه را میگویند که وسعت آن به اندازههای مختلف میباشد.گفتنی است که فاصله دو کوه،که مرز خروجی شهر میباشد،ثنیه نامیده میشود.

زیادی شعب در مکه باعث پیدایش این ضرب المثل شده است که:«اهل مکة اعلم بشعابها»;یعنی مردم مکه شعبهای خود را بهتر از دیگران میشناسند.

گذشت که وقتی قصی بن کلاب بر مکه مسلط شد،هر خانوادهای از قریش را در جایی از مکه سکونت داد.او«وجه کعبه»را که شامل شعب ابی طالب به سمت معلاة مکه بود برای خانواده خود و فرزندانش عبد مناف و عبد الدار برداشت.این شعب به لحاظ نزدیکی به کعبه،بهترین نقطه مکه بوده و در اصل حد فاصل کوه ابو قبیس و کوه خندمه است.شعب مزبور در اختیار خاندان بنی هاشم بوده و در دورههای مختلف به نامهای متفاوتی از قبیل شعب بنی هاشم، شعب ابی طالب،شعب علی بن ابی طالب و شعب ابی یوسف نامیده میشده است.چهرههای برجسته این خانواده در این شعب به دنیا آمده و در آنجا زندگی کردهاند.

محل شعب شامل فضای وسیعی است که پس از مسعی قرار گرفته و اکنون سنگفرش شده است.در اصل زمانی که زائر از مسجد الحرام خارج شده و از باب العباس یا باب السلام بیرون آمده و از مسعی هم عبور کند،به فضای بازی میرسد که در پایین کوه ابو قبیس سنگفرش شده است.ادامه این مسیر تا آن اندازه که دستشوییها در دست چپ قرار گیرد و بعد از اندکی، آغاز شعب ابی طالب است.این همان شعبی است که رسول خدا-ص-همراه خاندان خود تا سه سال در محاصره سایر خاندانهای قریش قرار گرفت و با مشقت و رنج،آن دوران را پشتسر گذاشت.ابو طالب به عنوان بزرگ بنی هاشم،مهمترین نقش را همراه فرزندانش جعفر و علی-ع-در دفاع از رسول خدا-ص-بر عهده داشت.

این شعب محل تولد رسول خدا-ص-و نیز محل معراج آن حضرت بوده است. (5) در حال حاضر تنها بخشی از خانههای شعب ابی طالب باقی مانده که نام آن سوق اللیل است.محله سوق اللیل شامل خانههایی است که در روی کوه،مقابل مسعی ساخته شده است.بسیاری از خانههایی که در شعب بوده حتی در این سوی مسعی بوده و در توسعه مسجد در سنواتمختلف از میان رفته و در مسجد قرار گرفته است.از جمله آنها خانه ام هانی دختر ابو طالب است،که در توسعه مسجد در زمان مهدی عباسی که یکی از بزرگترین توسعههای مسجد بوده،در مسجد واقع شده است. (6)

مولد النبی-ص-

خانهای را که رسول خدا-ص-در آن متولد شده،با نام«مولد النبی»میشناسند.آنگاه که رسول خدا-ص-به مدینه هجرت کرد،این خانه در اختیار عقیل،فرزند ابو طالب بود و پس از آن در اختیار اولاد و نوادگان وی قرار داشت.بعدها خیزران،همسر هارون،آن را خریداری کرد. مسلمانان این خانه را گرامی میداشتند و به ویژه در شب تولد پیامبر-ص-مراسمی در آنجا برگزار میکردند.در پی روی کار آمدن دولتسعودی،همزمان با خراب کردن این قبیل اماکن، محل مولد النبی هم تخریب شد.تنها با اصرار شیخ عباس قطان شهردار وقت مکه و درخواست وی از ملک عبد العزیز قرار شد تا در آنجا کتابخانهای بنا کنند که امروزه به نام«مکتبة مکة المکرمه»شناخته میشود. (7) اکنون بسیاری از مسلمانان ترکیه پشت در این کتابخانه نماز میخوانند.

خانه حضرت خدیجه کبری

خانهای که منسوب به حضرت خدیجه-س-میباشد،محلزندگی مشترک پیامبر-ص-و همسرش خدیجه و مولد فاطمه-س-بوده است.این خانه مورد عنایت مسلمانان و یکی از بهترین مکانهای مکه شناخته میشده است.در نقشهای که از این خانه در دست است،مصلای رسول خدا-ص-و مولد فاطمه-س-در آن مشخص شده است.متاسفانه این محل نیز توسط دولتسعودی تخریب گردید و تنها با اصرار شهردار مکه،مدرسهای برای حفظ قرآن،به جای آن ساخته شد.گویا بعدها این مدرسه هم از میان رفته است.

نکاتی درباره چند محل تولد

ساختمان مولد النبی-ص-که در سوق اللیل بوده،اکنون به عنوان«مکتبة مکة المکرمه»،تنها ساختمانی است که در فضای باز پشت مسعی و روبروی کوه ابو قبیس بر جای مانده است.در فاصله اندکی از آن محل،خانه خدیجه بوده که مولد حضرت فاطمه زهرا آنجا بوده است.این محل به«دار ام المؤمنین»معروف بوده است.

فاسی مینویسد:سه نقطه در این خانه وجود دارد که مورد زیارت است:نخست:مولد فاطمه، دوم:جایی که آن را قبة الوحی مینامند.سوم:المختبا.

بعد میافزاید:در آن،جاهای دیگری وجود دارد که به صورت مسجد است.بنا به نقل محب الدین طبری،این خانه بهترین مکانها پس از مسجد الحرام در مکه است. (8)

در نقطهای دیگر از همین شعب ابی طالب،محلی به عنوان مولد علی-ع-شناخته شده که البته این،در تعارض با نقلی است که محل تولد حضرت را داخل کعبه دانسته است.در جای دیگری از مکه مولد حمزه بوده است.محل آن،بنا به نقل فاسی،در پایین مکه(مسفله)نزدیک باب الیمین بوده است.محل دیگری به عنوان مولد جعفر در نزدیکی دار ابی سعید نزدیک دار العجله بوده است.فاسی گوید:برخی آن را مولد جعفر بن ابی طالب میدانند اما بر بالای آن کتیبهای است که بر رویش نوشته شده:«مولد جعفر الصادق و دخله النبی-ص-»فاسی میافزاید:منافاتی ندارد که هم رسول خدا-ص-به آن داخل شود و هم مولد جعفر صادق باشد.گفتنی است که محل تولد امام صادق-ع-در مدینه بوده نه در مکه. فاسی خبری هم درباره مولد عمر دارد و نوشته است آن در کوهی بوده که مردم مکه التوبی مینامند و در پایین مکه(مسفله)بوده است.فاسی در ادامه میافزاید:چیزی که صحت این خبر را تایید کند ندیدهام. (9)

خانه ارقم بن ابی ارقم

ارقم،یکی از نخستین گروندگان به اسلام بود.خانه او بر فراز کوه صفا قرار داشت و محل امنی برای مسلمانان محسوب میشد.رسول خدا-ص-در سال چهارم بعثت همراه یارانش در آنجا بسر میبرد و کسانی که قصد مسلمان شدن داشتند،در آنجا نزد آن حضرت میرفتند.این خانه در تاریخ اسلام اهمیت بسیار داشته،تا آنجا که به صورت یک مقطع تاریخی در آمده و حوادث دوران مکه،با ذکر این که:قبل از خانه ارقم رخ داده یا بعد از آن،مشخص میشده است.این خانه نیز توسط خیزران خریداری شد و به نام او در تاریخ شهرت دارد.مسلمانان با آگاهی نسبت به ارزش این خانه،آن را مسجد کردند.این مسجد در طرحهای جدید توسعه،از میان رفته و اثری از آن بر جای نمانده است!

کوه حرا،و غار حرا

کوه حرا به نام«جبل النور»،«جبل القرآن»و«جبل الاسلام»نیز معروف است.این کوه که یکی از مکانهای مقدس مکه و از آثار مذهبی باقیمانده از عصر رسالت به شمار میرود،در شمال شرقی مکه،در مسیر جادهای واقع شده که به سمت عرفات میرود و در فاصله 5/1 کیلومتریسمت راست آن جاده قرار دارد.

در غار به سمتشمال است و فضای آن گنجایش تقریبی پنج نفر نشسته را دارد.ارتفاع غار نیز به اندازه قامتیک انسان است.

غار حرا محل عبادت رسول خدا-ص-بوده و آن حضرت روزهایی از ایام سال،به ویژه ماه مبارک رمضان را در آنجا بسر میبرده است.در همین غار بود که نخستین بار بر رسول خدا-ص-وحی نازل گردید و آیات آغازین سوره علق برای آن حضرت خوانده شد.از این رو، این غار از جمله بهترین و متبرکترین نقاط مکه محسوب میشود و مسلمانان آگاه و توانمند برای زیارت بدانجا میروند.کوه ثبیر نیز که در برابر کوه حرا در سوی دیگر جاده قرار دارد،از مکانهای مقدس به شمار میرود.گفتهاند که خداوند از این کوه گوسفندی را برای ذبح نزد اسماعیل-ع-فرستاده است.دولتسعودی به دلیل داشتن باورهای مذهبی ویژه خود،کمترین اعتنایی به متبرک بودن این کوه نداشته و در بهبود شرایط آمد و شد به آنجا اقدامی نمیکند، به عکس محل عبور برای بالا رفتن،بسیار کثیف و مملو از گدایان خارجی است که وضعیت بسیار مشمئز کنندهای دارد.حداقل،زمانی که مؤلف موفق به رفتن به حرا شد وضعیت چنین بود.

کوه ثور،غار ثور

کوه ثور،کوهی است بزرگتر از کوه حرا که در جنوب شرقی مسجد الحرام و در فاصلهای دورتر نسبت به مکه واقع شده است.گویند این کوه به نام شخصی است که به«ثور بن منات»معروف بود.

سه کوه متصل به یکدیگر را به نام ثور میشناسند و غار ثور در سومین کوه قرار دارد.زمانی که مشرکان مکه به قصد کشتن رسول خدا-ص-بسیجشدند،آن حضرت از خانه خود خارج شد و در راه با ابو بکر روبرو گردید،به همراه وی به سمت جنوب مکه به راه افتاد،در حالی که باید به سمتشمال،یعنی یثرب میرفت،اما برای مخفی نگاه داشتن مسیر چنین کرد.آنها وارد غار ثور شدند و مدت سه روز در آن مخفی بودند.

مشرکان تا نزدیکی غار ثور آمدند،اما به اعجاز الهی،عنکبوتان تارهایی را بر در غار تنیدند تا مشرکان را از رفتن به درون آن منصرف کنند;چرا که با دیدن تارهای عنکبوت تصور کردند که کسی وارد غار نشده است.خداوند در قرآن از این غار یاد کرده است. (10) کوه ثور در میان چند خیابان،با نامهای خیابان ثور،جاده طائف و جاده کدی قرار گرفته است.

پینوشتها

1-اتحاف الوری،ج 2،ص 180

2-اتحاف الوری،ج 3،ص 38

3-اقتضاء صراط المستقیم،ص 426

4-فاکهی،اخبار مکه،ج 4،ص 245-231

5-فاکهی،اخبار مکه،ج 3،ص 267

6-درباره شعب ابی طالب بنگرید به مقاله آقای سید علی قاضی عسکر در فصلنامه«میقات حج»،ش 3،صص 171-140

7-فی رحاب بیت الله الحرام،ص 263

8-العقد الثمین،ج 1،ص 98

9-العقد الثمین،ج 1،ص 97

10-توبه:40

 

فهرست دیگر تحقیقات 

 

+ نوشته شده توسط س.س در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 21:21 |